کدام باغ که یکروز شوره‌زاری نیست

 

شکوفه‌های من از روشنی چو خورشیدند

ببرگ و شاخهٔ من، ذرهٔ غباری نیست

چرا ندوخت قبای تو، درزی نوروز

چرا بگوش تو، از ژاله گوشواری نیست

شدی خمیده و بی برگ و بار و دم نزدی

بزیر بار جفا، چون تو بردباری نیست

مرا صنوبر و شمشاد و گل شدند ندیم

ترا چه شد که رفیقی و دوستاری نیست

جواب داد که یاران، رفیق نیم رهند

بروز حادثه، غیر از شکیب، یاری نیست

تو قدر خرمی نوبهار عمر بدان

خزان گلشن ما را دگر بهاری نیست

از ان بسوختن ما دلت نمیسوزد

کازین سموم، هنوزت بجان شراری نیست

شکستگی و درستی تفاوتی نکند

من و ترا چون درین بوستان قراری نیست

ز من بطرف چمن سالها شکوفه شکفت

ز دهر، دیگرم امسال انتظاری نیست

بسی به کارگه چرخ پیر بردم رنج

گه شکستگی آگه شدم که کاری نیست

تو نیز همچون من آخر شکسته خواهی شد

حصاریان قضا را ره فراری نیست

گهی گران بفروشندمان و گه ارزان

به نرخ سود گر دهر، اعتباری نیست

هر آن قماش کزین کارگه برون آید

تام نقش فریب است، پود و تاری نیست

هر آنچه میکند ایام میکند با ما

بدست هیچکس ایدوست اختیاری نیست

بروزگار جوانی، خوش است کوشیدن

چرا که خوشتر ازین، وقت و روزگاری نیست

کدام غنچه که خونش بدل نمی‌جوشد

کدام گل که گرفتار طعن خاری نیست

کدام شاخته که دست حوادثش نشکست

کدام باغ که یکروز شوره‌زاری نیست

کدام قصر دل افروز و پایهٔ محکم

که پیش باد قضا خاک رهگذاری نیست

اگر سفینهٔ ما، ساحل نجات ندید

عجب مدار، که این بحر را کناری نیست

پروین اعتصامی

/ 13 نظر / 32 بازدید
نمایش نظرات قبلی
saeed

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] گیسوان تو شبیه است به شب؛ [گل] اما نه، [گل] شب که اینقـدر نبایــد به درازا بکـشد! [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

ترمه

جز جانب دل به دل نیاییم یک لحظه برون دل نپاییم ماننده نای سربریده بی‌برگ شدیم و بانواییم همچون جگر کباب عاشق جز آتش عشق را نشاییم ما ذره آفتاب عشقیم ای عشق برآی تا برآییم ما را به میان ذره‌ها جوی ما خردترین ذره‌هاییم ور زانک بجویی و نیابی بدهیم نشان که ما کجاییم در خانه چو آفتاب درتافت گرد سر روزن سراییم "حضرت مولانا"

شادی

همه امروزها را زندگی كن و از آن لذت ببر. من همه ی خوبان را به خدای خوبی ها می سپارم...

saeed

[گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل] تو رنگ ميدهي به لباسي که مي پوشي تو بو ميدهي به عطري که مي زني تو معنا ميدهي به کلمه هاي بي ربطي که شعرهاي من مي شوند ! تو... فوق العاده اي ممنونم ازت [گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل]

مه سو

[لبخند]چه انتخاب عالی ای

پروین

[تایید]

saeed

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] سال ها عاشق يک شخص مجازي سخت است در خيالات خودت قصر بسازي سخت است مثل اين است که کودک شده باشي آن وقت هي تو را باز نگيرند به بازي ، سخت است توي حرفاي پر از عشقت همش پيچيده است عطر نارنج ، ولي دست درازي سخت است [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

انسان

روح پروین شاد شاد[گل][گل][گل]

پسرک و دخترک پاییز

باید حواسم را بیشتر جمع کنم آنقدر جاذبه داری که تا بند افکارم را شل میکنم تنهایم میگذارند و دور تو جمع میشوند