‌دوستت دارم پدر ...

 

 

 

خسته‌ترین مهربانی‌ها در نگاهش موج می‌زند، وقتی با سکوتش دنیایی از ناگفته‌های ناب است، آغوش گرمش محکم‌ترین پناهگاه دنیاست، نامش اعتبار ماست، افتخار ماست‌.

 

 

 

پدر یعنی عشق، آرامش یعنی گذشت، صبر یعنی شکوه استقامت، زلال مهربانی ، صدای خوش زندگی، پدر یعنی آرامش خاطر، تک چراغ زندگی، یعنی یک آغوش باز و مطمئن، پدر یعنی پدر

 

 

 

وجودش آرامش بخش همه لحظات زندگیست، او که تمام بودنش را به پایمان ریخته تا دم نفس هایش، هستی ما جان بگیرد، فاتح دل‌هاست و لبخند پدرانه‌اش بهترین تصویر ذهن است، او که در طوفان سهمگین زندگی با دستانی پر از آرامش کنارت مردانه ایستاده و آماده است تا آرامت کند‌...

 

 

 

پدر، تپش قلب خانه، شانه‏‌هایش، ستون محکمی است برای پناهگاه امن قلبم، آن‏قدر با دستانش انس گرفته‌‏ام که خیالم راحت است در میان ازدحام غریبی، گم نمی‌‏شوم و او هیچ وقت دستم را رها نمی‌‏کند‌...

 

 

 

پدرم، عزیزتر از جانم

 

 

 

در رویای کودکی‌ام تنها صدای گرم تو موج می‌زند و آن لحظات ناب که همواره منتظر شنیدن صدای گام‌های محکم و استوارت بودم و پس از ان که شنیدن صدای گرمت لالایی آرامش بخش شبانه‌ام بود‌.

 

 

 

پدرم‌، تنها شاهزاده زندگی‌ام

 

 

 

رنگین کمان موفقیت‌هایم از وجود تو رنگ گرفته است‌، تو تنها قهرمان زندگی‌ام هستی که وجودت برایم آرامش‌بخش‌ترین است‌...

 

 

 

بابای من ... همه‌ی وجود من ... تمام هستی ما

 

 

 

شانه‌ام سخت نیازمند دستان توست، دوستت دارم پدر ...

 

 

 

دستان پر مهرت را می‌بوسم، روزت مبارک مهربان‌ترینم ...

/ 28 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد

زیر باران هیچ قلبی ، خالی از یک عشق نیست نمره ی عاشق شدن در زیرِ باران ، نمره ی دیوانگی ست زیرِ باران راه رفتن ، مثلِ باران تازگیست زیرِ باران خیس ماندن ، بوی نابِ زندگیست

محمد

تلخ ترین اشکهایی که بر مزار رفتگان ریخته می شود به علت کلمات ناگفته و کارهای انجام نگرفته است (هارت بیچرانسو)

محمد

دوستی،نعمت یک آغازاست دوستی،پنجره ی پروازاست دوستی،هرچه که باشد ای دوست کوک قلب همه ی آدمها بانفس های محبت سازاست دوستی،گرچه که نان نیست ولی سفره ای پهن به گستردگی یک رازاست رازدل داشتن هرانسان رازگل کاشتن هرآدم راز فردای قشنگ انسان رازجاری شدن سیل دعا رازیک سینه ی پرمهروصفا رازیک قبله ی باهم بودن

محمد

ما سه چیز را دردوران کودکی جا گذاشته ایم شادمانی بی دلیل دوست داشتن بی دریغ کنجکاوی بی انتها

محمد

هر کودکی یک هنرمند است ، مساله مهم "هنرمند ماندن" است ... پابلو پیکاسو

پروین

[تایید]

mina

دلم برات تنگ شده بودا[چشمک]

mina

بهم سر بزن نارگیله [ماچ]

saeed

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] روسري وا مي کني، خورشيد عينک مي زند ![گل] دسته گل غش مي کند، پروانه پشتک مي زند ! [گل] کفش در مي آوري، قالي علامت مي دهد ![گل] جامه از تن مي کَني، آيينه چشمک مي زند ! [گل] هر کسي از ظّنِ خود در خانه يارت مي شود[گل] گاز آتش مي خورد! يخچال برفک مي زند ! [گل] ميوه ها با پاي خود تا پيش دستي ميدوند[گل] آن طرف کتري به پاي خويش فندک مي زند ! [گل] روبرويم مي نشيني، جشن بر پا مي شود[گل] باز هم قلبم براي قَـــبلها لک مي زند...! [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

انسان

چقدر با احساس نوشتید[هورا]