مادر... دوستت دارم ... دوستت دارم

 

مادر تو را چه بنامم که هیچ چیز یارای برابری با تو را ندارد

کوهت ننامم که کوه پایداری و استقامت از تو آموخته

رودت نخوانم که رود صداقت و پاکدامنی تو را به ارمغان برده

آسمانت نخوانم که بسی بلندتر و رفیع تری و آسمان زیر گامهای توست

ماه و خورشیدت ننامم که آن دو نور تو را به عاریت گرفته اند

ستاره ات ندانم که آنان بی شمارند و تو بی همتا

تو را نسترن و یاس و یاسمن نمی دانم که گل نیز عطر و بویش را از تو دارد

آبشاران خروشان از مهر توست و دشت وسعت خویش را از قلبت گرفته

مادر تو را با کدامین شعر و غزل بسرایم که در مقابل نامت شعر و غزل نیز عاجزند

تو خود یک دنیا کلامی و یک عمر واژه ای ...

مادر ای طراوت بهاران و ای هستی بخش زندگانیم

تو را چه بنامم و وصفت چه بخوانم که بیکران آسمانها و دریاها

و هرچه در اوست در پیش نام تو کوچکند و عزیز

و اکنون تو را ای بزرگ، ای بی همتا

با تمام عظمتت در قلب کوچک خود می یابم و یزدان پاک را سپاس می گویم

که این نهال عشق و محبت را به قلب من ارزانی داشت

باشد که به جبران نیکی هایت و به پاس دلواپسیهایت

همواره تو را عزیز بدارم و محترم

و همواره آواز من این باشد که

مادر... دوستت دارم ... دوستت دارم

/ 19 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد

دلم يك كوچه ميخواهد پر از بوى اقاقى ها دلم يك پنجره..... يك انتظار ناب ميخواهد دلم يك باغ مي خواهد پر از حس گل و باران دلم مريم هواى تازه ى فرياد ميخواهد دلم يك دشت مي خواهد پر از آلاله ى عاشق دلم پونه هواى دلكش و پر عطر ميخواهد دلم يك رود ميخواهد پر از موج وصداى آب دلم دريا صداى ساحل و مهتاب مي خواهد دلم يك دوست مي خواهد پر از مهر و دلش دريا دلم خوبى شكفتن در ميان باغ مي خواهد

محمد

باز باران آمد از هوا یا ز دو چشم خیسم؟ نیک بنگر! چه تفاوت دارد . . .

محمد

سلام به روز ام و منتظر نگاه های سبزتون

همسفر جاده دلتنگی

در ایرانِ باستان به جای کلماتِ خانم و آقا که ریشه ی مغولی دارند، اجدادِ خوش سلیقه ی ما به زن، «مِهربانو» می‌ گفتند، یعنی کسی که مهر خلق می کند و به مرد، «مِهربان» می‌ گفتند، به معنای نگهبانِ مهر ... در حد امکان همدیگه رو با این کلماتِ پُرمعنا صدا بزنیم ... «مِهربانو»: همسر، مادر، دختر، خواهر، دوست، «مهربان»: همسر، پدر، پسر، برادر، دوست ... حال، تو چه مهربانویی یا مهربان، این رسالت زیبای مهرورزی را در کلمات جاری کن تا ریشه ی عشق سیراب شود ... «دکتر ایرج وثوق»

بهنام

سلام و خسته نباشید و خدا قوت

محمد داداشی

مادرم فرشته بود اما هیچ گا پرواز نکرد چون... به پایش من ،پدرم،وتمام زندگیش را بسته بود

ترمه

روانشناسان میگویند: ﺍﮔﺮ ﺑﺎ ﺷﺨﺼﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺭﯼ ﺭﻭﺑﺮﻭ ﺷﺪﯼ ، ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻥ ﺗﺎ ﻋﺸﻘﺖ ﺭﺍ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮐﻨﺪ... ﺍﮔﺮ ﺑﺎ ﺩﺷﻤﻨﺖ ﺭﻭﺑﺮﻭ ﺷﺪﯼ ، ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻥ ﺗﺎ ﻗﺪﺭﺗﺖ ﺭﺍ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮐﻨﺪ... ﺍﮔﺮ ﺑﺎ ﺷﺨﺼﯽ ﮐﻪ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺗﺮﮐﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ،ﺭﻭﺑﺮﻭ ﺷﺪﯼ ، ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻥ ﺗﺎ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﭘﺸﯿﻤﺎﻧﯽ ﮐﻨﺪ... ﺍﮔﺮ ﺑﺎ ﻏﺮﯾﺒﻪ ﺍﯼ ﺭﻭﺑﺮﻭ ﺷﺪﯼ ، ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻥ ﺗﺎ ﺑﺎ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﭘﺎﺳﺨﺖ ﺭﺍ ﺩﻫﺪ... ﺍﯾﻦ ﺭﻣﺰ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ ﺗﻮﺳﺖ... ﻭ ﺑﻪ ﻗﻮﻝ ﺳﻬﺮﺍﺏ ﺳﭙﻬﺮﯼ؛ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﺎ ﻫﻤﻪﯼ ﻭﺳﻌﺖ ﺧﻮﯾﺶ ﻣﺤﻔﻞ ﺳﺎﮐﺖ ﻏﻢ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﻧﯿﺴﺖ ﺣﺎﺻﻠﺶ ﺗﻦ ﺑﻪ ﺟﺰﺍ ﺩﺍﺩﻥ ﻭ ﺍﻓﺴﺮﺩﻥ ﻧﯿﺴﺖ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﻭ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻥ ﻧﯿﺴﺖ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺟﻨﺒﺶ ﺟﺎﺭﯼ ﺷﺪﻥ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﺗﻤﺎﺷﺎﮔﺎﻫﻪ ﺁﻏﺎﺯ ﺣﯿﺎﺕ... ﺗﺎ ﺑﻪ ﺟﺎیی ﮐﻪ ﺧﺪﺍ میخندد....[گل][قلب]

سرباز مهدی

سلام. خسته نباشيد . به دليل تازه تاسيس بودن وبلاگ مذهبي و مهدوي گروه وبلاگ نويس امام زمان(عج). و در مقابل ارزشي بودن سايت شما در فضاي مجازي از شما خواستاريم که لينک . لوگو مارو در صفحه اصلي سايت خود قرار بديد تا بازديد کنندگان شما با وبلاگ ما آقا امام زمان(عج) آشنا بشن. لطفا بعد از درج لينک و لوگو ما به ما هم اطلاع بديد. کار براي امام زمان(ع) هست.لطفا نه نياريد. مولا علي (ع) يارتون،خدانگهدار. zohoor-313.blogfa.com